ناصر خسرو

5

جامع الحكمتين ( فارسى )

( 8 ) و بزرگتر سپاس خداى را تعالى بر ما بخردست كه به دو همىدانيم كه درد و رنج و بيمارى - كه ما از آن همىگريزيم و مر آن را همى شرّ « 1 » پنداريم « 2 » - رحمت و اظهار حكمت و تحريصست بر آلت خير ؛ و بدين روى مر او را سبحانه و تعالى بر ما « 3 » برنج و شدّت سپاس واجب است ، و آنچ به دو بر ما « 4 » خداى را سپاس واجب شود نعمت باشد . بدين « 5 » شدّتها ازو ما را نعمتيست از بهر آنك « 6 » از معدن شدّتها كه آن دوزخست ، حذر كنيم ( و ) بمعدن نعمتهاء سرمدى رسيم كآن بهشتست . ( 9 ) و بدين بيان منطقى كاندر ايجاب سپاس خداى كرديم ، ظاهر شد عقلا را كه نعمتهاء [ b 2 ] خداى كه « 7 » بر ماست ، شمار ما نشمرد ، چنانك خداى تعالى همىگويد : قوله « وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللَّهِ لا تُحْصُوها إِنَّ اللَّهَ لَغَفُورٌ رَحِيمٌ . » « 8 » اندرين آيت پيداست كه چو ما دانستيم كه نعمتهاء خداى بر ما بىشمارست ، اگر همگى را از آن بازنگوييم و نشمريم « 9 » ( . . . ) سوى سبحانه و چراغ روشن او اندر ظلمات كفر و ضلال « 10 » و رهنماى خلق برسانيدن كتاب عزيز و بسط « 11 » شريعت خداى بر حكمت ، بر اظهار حلال و حرام ، و نشر قضايا « 12 » و احكام ، و تحريص بر عدل

--> ( 1 ) شر : سر A ( 2 ) پنداريم : + و بدين روى مر او را سبحانه A . محتمل است كه اين جمله از سطر بعد در اينجا تكرار شده باشد ( 3 ) بر ما ( در موضع اول ) : + سپاس واجب است و چون از خداى تعالى بر ما A . بخشى از عبارت مكرر شده ( 4 ) بر ما ( در موضع دوم ) : + سپاس A . مكرر ( 5 ) بدين : برين A ( 6 ) از بهر آنك : از بهر چون A ( 7 ) خداى كه : خداى كو A ( 8 ) سورهء 16 ( النحل ) آيهء 18 ( 9 ) و نشمريم . . . سوى سبحانه : در اصل چنين است ! و جمله‌اى در اينجا حذف شده از اين قبيل : نشمريم ، اندكى را بازگوييم و او را سپاس گزاريم و بر پيامبر وى سبحانه و چراغ . . . ( 10 ) ضلال : ظلال ( ! ) A ( 11 ) بسط : بسيط A ( 12 ) قضايا و احكام : قضا با او احكام A